مقاله‌ای درباره دعانویس جوزم

۱۰ بازديد
اخیراً ساخته شده و تازه رنگ‌آمیزی شده بود، در جزیره گوریتی، کاملاً فرشتگان نابود شد. قسمت بالای پایه‌ها از کف قایق جدا شد و باد شدید آن را تا دویست یارد در امتداد ساحل حمل کرد. یک قایق نیز...{۱۹۰}در ساحل مقابل، به ذرات ریز تبدیل شد. وقتی توسل طوفان شروع شد، یکی از قایق‌های ما از جزیره حرکت می‌کرد. افسر کاملاً از ذکر طوفان قریب‌الوقوع بی‌خبر بود و از مریوان آنجایی که بیش از دعاگر حد پر از مسافر بود، من احساس ناراحتی زیادی کردم دعا نویسی تا اینکه پس از فروکش کردن طوفان، دیدم که در ساحل مقابل، چندین یارد

سید و حاجی بالاتر از سطح آب، به گل نشسته است، جایی که نیروی باد او را شماره ملا به آنجا رانده بود. شدت این دعانویس پامپرو، در طول بانه بیست دقیقه‌ای که طول کشید، وحشتناک بود. ساکنان قدیمی مالدونادو اظهار داشتند که در بیست سال گذشته چنین چیزی را علوم غریبه تجربه نکرده‌اند. گردبادها آب را به هوا بلند می‌کردند و هر چیزی حاجت گرفتن را که در مقابل آنها قرار می‌گرفت، تهدید به نابودی کامل می‌کردند. در کمتر جفت روحی از نیم ساعت، شدت طوفان به یک تندباد شدید جنوب غربی کاهش یافت که در طول عبادت کردن شب ادامه داشت. درست قبل از شروع

حرکت پامپرو، کشتی جنگی فرانسوی لارتوز (L'Aréthuse)، با تمام سرعت بادبان‌ها، شیطان بر فراز خشکی مشاهده شد؛ اما چون پس از فروکش کردن طوفان فرشتگان دیده نشد، ما بسیار نگران امنیت آن بودیم. با این حال، صبح روز بعد، در روشنایی روز، کشتی در زیر جزیره قدیس لوبوس در لنگرگاه دیده شد و در نزدیکی آن، کشتی دیگر ما، بیگل، قرار داشت که از نزدیک شدنش چیزی رمال نمی‌دانستیم؛ اما به نظر می‌رسید که آرام و با دکل‌های کشیده، زیر بادبان شیاطین جزیره دراز کشیده است. لارتوز بعدازظهر کابل خود را رها کرد و به سمت دریا دوید. در اول

فوریه، باد ملایم شد و کشتی بیگل را قادر ساخت تا به ما بپیوندد، اما متوجه شدیم مقدس که نزدیک بود توسط پامپرو واژگون شود؛ و علاوه بر آسیب به قایق‌هایش، بادبان‌ها نماز خواندن و دکل‌های زیادی از دست داده بود. هر علوم غریبه دو دکل بالایی و بازوی متحرک کشتی، به کافر همراه تمام تیرک‌های کوچک، با خود برده شده بودند؛ طلسمات و بازوی متحرک و فرشتگان بادبان‌های بالایی کشتی، اگرچه جمع شده بودند، اما تکه تکه شده بودند. کشتی مدتی روی دو انتهای تیرک طلسم نسخ خطی خود بود؛ اما رها کردن هر دو لنگر، سر آن را به حالت طبیعی

برگرداند و آن را صاف کرد، که از لزوم بریدن دکل‌های دعانویس پایینی جلوگیری کرد. دعا بدشانسی آنها، دو مرد را نیز از بالا به دریا پرتاب کرد و غرق شدند. این خسارات شدید باعث توقیف قابل توجهی شد؛ اما خوشبختانه، گنگ از کلیسا راه رسید و تمام کمک‌ها را برای تعمیر و جایگزینی خسارات کشتی مقدس بیگل انجام داد. {۱۹۱} در شب تعویذ دوم فوریه، ما یک پامپروی بسیار شدید دیگر را تجربه کردیم که طی آن یکی از قایق‌های بیگل که به ساحل کشیده شده بود، به اتم تبدیل شد. فشارسنج قبلاً به ۲۹.۳۹ رسیده بود. در نهم

فوریه، به مونته ویدئو رفتیم و در هفدهم به سمت شمال رودخانه برای یافتن آب دویدیم؛ اما تا چهار مایلی دماغه شیطانی «خسوس ماریا» آب تازه پیدا نکردیم. باد مخالف بازگشت ما بود، بنابراین مجبور شدیم در رودخانه به پایین بکوبیم، که در این حین آدلاید به گل روح نشست، اما هیچ آسیبی ندیدیم. در مسیر خروج، دو جادو سیاه بار لنگر انداختیم و در لنگرگاه دوم، [113] با طوفان غربی بسیار شدیدی مواجه شدیم. در تلاش برای موکل جن مهار طوفان در ابتدای آن، چرخ‌دنده ما آنقدر آسیب دید که مجبور شدیم با تغییر مسیر به سمت خارج، از طوفان خارج

شویم، که این کار را با تغییر مسیر جفر به صد و ده فاتوم کیمیاگری از طناب زنجیری انجام دادیم؛ و بیگل، به صد کوهبنان و پنجاه فاتوم. به دلیل موج کوتاه دریا که در دعا آن کشتی ماجراجو اغلب دماغه و عقب طلسم خود را به طور متناوب زیر آب قرار می‌داد، قایق تفریحی او شسته شد. این ضرر را به سختی می‌توانستیم جوزم تحمل کنیم، زیرا در حال حاضر سه قایق تا رسیدن به محل استقرار و نیازهایمان فاصله داشتیم. و از آنجایی که کشتی آدلاید به شدت آسیب دیده بود، با از دست دادن دکل شیاطین بالایی

و بازوی متحرکش، و همزاد با خود بردن سر سپر کشتی، ما مجبور شدیم با اکراه بسیار، پس از فروکش کردن تندباد، به مونته ویدئو برگردیم؛ جایی که سرانجام در اول مارس از آنجا حرکت کردیم. در پنجم مارس، تندبادی جنوب شرقی ما را
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.