سه شنبه ۲۱ بهمن ۰۴ | ۱۸:۳۷ ۱۱ بازديد
شده و در نتیجه کم جمعیت، گاهی دو (و در برخی موارد، جادو و طلسمات حتی سه) مدرسه برای یک معلم یا مدیر وجود دارد. در چنین حالتی، معلم به نوبت به مدت نیم هفته یا اگر در فاصله دورتری باشد، یک هفته طلسم نویس در آنها حضور دارد. گاهی اوقات مدارس در فواصل زمانی توسط یک دستیار اداره میشوند؛ گاهی اوقات حتی این دستیار هم کم است؛ و بچهها نیمی طلسم از وقت خود را در خانه میمانند و درسها را آماده میکنند. ۱۷۹که در آن هنگام بازگشت به مدرسه، از آنها امتحان گرفته هرمزگان میشود. اعتقاد بر این است که یک معلم خوب میتواند در دو یا سه مدرسه خدمات بیشتری نسبت به دو یا سه مدرسهی بیکیفیت ارائه دهد.
از همه والدین و سرپرستان خواسته دعا میشود که فرزندان تحت مراقبت خود را آموزش دهند. هر کسی که ممکن است آنقدر فقیر باشد که نتواند هزینه متوسط سادهترین آموزش را بپردازد، این آموزش با هزینه عمومی ارائه میشود. اما در واقع بسیار نادر است که طلسم نویس فرصتی برای این کار وجود داشته باشد، مگر در مورد بومیان نیمهاحیا شده. اهالی جنوب از شنیدن این خبر که در اروپای طلسم متمدن، بخش بزرگی از جمعیت باید کاملاً بیسواد بمانند، « مانند وحشیها »، شگفتزده شدند. وقتی به آنها گفته شد که برخی افراد در انگلستان از آموزش طبقات کارگر وحشت دارند و آنها را برای مقام خود نامناسب میدانند و مایلند گفتهی مندویل آذربایجان غربی را که «اگر اسبی به اندازهی یک انسان میدانست، من از سوار شدن بر او پشیمان میشدم»
به کار گیرند، پرسیدند که چگونه این موضوع با حقوق سیاسی که به آنها گفته شده بود به همین مردم اعطا شده است، سازگار است؛ و چگونه میتوان با اطمینان قدرت را به کسانی سپرد که ناامن تلقی میشوند. ۱۸۰تا نحوه استفاده منطقی از آن را آموزش دهد. آنها گفتند: «اگر قرار است مردان را مانند حیوانات خانگی در بردگی نگه دارید، شاید امنترین راه این باشد که آنها را تا حد امکان در شرایط ذهنی وحشیانه نگه دارید؛ اما حیواناتی که به بردگی گرفته نشدهاند ، حیواناتی بسیار خطرناکتر از موجودات عاقل اردبیل هستند. اسبی به عنوان برده نگهداری میشود و هر چقدر هم که با او به ملایمت رفتار شود، در معرض محدودیت قرار میگیرد و مجبور به کار برای خدمت به اربابش میشود.
بدون شک سوار شدن بر اسبی که به اندازه یک انسان میداند - یعنی اگر موجودی عاقل باشد نه یک حیوان - ناامن و از آن مهمتر، ناعادلانه خواهد بود . اما دکتر مندویل باید به خاطر میداشت که اگر یک اسببان چیزی بیش از یک اسب نداند ، برای سوارکاری جادو و طلسمات بسیار نامناسب خواهد بود .» بر این اساس، آنها الزام میکنند که هر والدینی که به دلیل کرج دوری محل سکونت یا هر دلیل دیگری قادر یا مایل به فرستادن فرزند خود به مدرسه نیست، آموزش او را در خانه فراهم کند و او را به معاینات دورهای بازرسان مدرسه که برای بازدید از مدارس در زمانهای مشخص و معاینه کودکان منصوب شدهاند، ببرد.
۱۸۱وقتی از آنها پرسیده شد که در صورت امتناع والدین از آموزش فرزندانش چه باید کرد، آنها گفتند که طلسم چنین موردی به خاطر ندارند؛ اما تصور میکنند که اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد، به عنوان مدرک کافی برای اختلال روانی در نظر طلسم نویس گرفته میشود. در مورد حق والدین بر فرزندانش، آنها کاملاً انکار کردند که فرزندانش مانند سگها و گربهها و اسبها به ایلام او تعلق دارند ، به طوری که او آزاد است آنها را صرفاً به عنوان حیوانات خانگی و اسباببازی، یا به عنوان کاردستی، یا در صورت پر بودن از زاد و ولد، بفروشد یا غرق کند.
آنها معتقدند که او حق ندارد فرزندانش را از آموزش منع کند، همانطور که حق دارد از آنها غذا و لباس مناسب نگیرد. آنها در مورد مورد آخر ادعای منصفانهای دارند - ادعایی که در همه کشورها توسط قانون اعمال میشود - به عنوان بهترین دعانویس شهر حیوانات ؛ در مورد دیگری، به عنوان موجودات عاقل . آنها همچنین به اندازه اروپاییها به آموزش زنان اهمیت میدهند، بدون اینکه آن را (در میان طبقات بالا) صرفاً به دستاوردهای نمایشی بهترین دعانویس شهر محدود کنند. برخی از آنها به استفاده ما از کلمه «دستاورد» خندیدند، که به گفته آنها، «به درستی به معنای تکمیل چیزی است که، به گفته شما، ۱۸۲« هرگز آغاز نشده است .» دعا آنها به ضربالمثلی استناد کردند.
از همه والدین و سرپرستان خواسته دعا میشود که فرزندان تحت مراقبت خود را آموزش دهند. هر کسی که ممکن است آنقدر فقیر باشد که نتواند هزینه متوسط سادهترین آموزش را بپردازد، این آموزش با هزینه عمومی ارائه میشود. اما در واقع بسیار نادر است که طلسم نویس فرصتی برای این کار وجود داشته باشد، مگر در مورد بومیان نیمهاحیا شده. اهالی جنوب از شنیدن این خبر که در اروپای طلسم متمدن، بخش بزرگی از جمعیت باید کاملاً بیسواد بمانند، « مانند وحشیها »، شگفتزده شدند. وقتی به آنها گفته شد که برخی افراد در انگلستان از آموزش طبقات کارگر وحشت دارند و آنها را برای مقام خود نامناسب میدانند و مایلند گفتهی مندویل آذربایجان غربی را که «اگر اسبی به اندازهی یک انسان میدانست، من از سوار شدن بر او پشیمان میشدم»
به کار گیرند، پرسیدند که چگونه این موضوع با حقوق سیاسی که به آنها گفته شده بود به همین مردم اعطا شده است، سازگار است؛ و چگونه میتوان با اطمینان قدرت را به کسانی سپرد که ناامن تلقی میشوند. ۱۸۰تا نحوه استفاده منطقی از آن را آموزش دهد. آنها گفتند: «اگر قرار است مردان را مانند حیوانات خانگی در بردگی نگه دارید، شاید امنترین راه این باشد که آنها را تا حد امکان در شرایط ذهنی وحشیانه نگه دارید؛ اما حیواناتی که به بردگی گرفته نشدهاند ، حیواناتی بسیار خطرناکتر از موجودات عاقل اردبیل هستند. اسبی به عنوان برده نگهداری میشود و هر چقدر هم که با او به ملایمت رفتار شود، در معرض محدودیت قرار میگیرد و مجبور به کار برای خدمت به اربابش میشود.
بدون شک سوار شدن بر اسبی که به اندازه یک انسان میداند - یعنی اگر موجودی عاقل باشد نه یک حیوان - ناامن و از آن مهمتر، ناعادلانه خواهد بود . اما دکتر مندویل باید به خاطر میداشت که اگر یک اسببان چیزی بیش از یک اسب نداند ، برای سوارکاری جادو و طلسمات بسیار نامناسب خواهد بود .» بر این اساس، آنها الزام میکنند که هر والدینی که به دلیل کرج دوری محل سکونت یا هر دلیل دیگری قادر یا مایل به فرستادن فرزند خود به مدرسه نیست، آموزش او را در خانه فراهم کند و او را به معاینات دورهای بازرسان مدرسه که برای بازدید از مدارس در زمانهای مشخص و معاینه کودکان منصوب شدهاند، ببرد.
۱۸۱وقتی از آنها پرسیده شد که در صورت امتناع والدین از آموزش فرزندانش چه باید کرد، آنها گفتند که طلسم چنین موردی به خاطر ندارند؛ اما تصور میکنند که اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد، به عنوان مدرک کافی برای اختلال روانی در نظر طلسم نویس گرفته میشود. در مورد حق والدین بر فرزندانش، آنها کاملاً انکار کردند که فرزندانش مانند سگها و گربهها و اسبها به ایلام او تعلق دارند ، به طوری که او آزاد است آنها را صرفاً به عنوان حیوانات خانگی و اسباببازی، یا به عنوان کاردستی، یا در صورت پر بودن از زاد و ولد، بفروشد یا غرق کند.
آنها معتقدند که او حق ندارد فرزندانش را از آموزش منع کند، همانطور که حق دارد از آنها غذا و لباس مناسب نگیرد. آنها در مورد مورد آخر ادعای منصفانهای دارند - ادعایی که در همه کشورها توسط قانون اعمال میشود - به عنوان بهترین دعانویس شهر حیوانات ؛ در مورد دیگری، به عنوان موجودات عاقل . آنها همچنین به اندازه اروپاییها به آموزش زنان اهمیت میدهند، بدون اینکه آن را (در میان طبقات بالا) صرفاً به دستاوردهای نمایشی بهترین دعانویس شهر محدود کنند. برخی از آنها به استفاده ما از کلمه «دستاورد» خندیدند، که به گفته آنها، «به درستی به معنای تکمیل چیزی است که، به گفته شما، ۱۸۲« هرگز آغاز نشده است .» دعا آنها به ضربالمثلی استناد کردند.
صدرا