سوسنگرد

فال سرنوشت

سوسنگرد

۵ بازديد
که دریافت کمک از پادشاه غیرممکن بود، هنوز این امکان وجود داشت که توسط شخص دیگری لمس شوید، کسی که ممکن است امتیاز و صلاحیت نادر و عجیبی برای درمان بیماری داشته باشد. به عنوان مثال، بیماری عجیبی که عموماً «زونا» نامیده می‌شود، به نوعی به مبتلایان القا می‌کرد که[صفحه ۱۷۲]تمایل به توسل به نوعی وسیله‌ی خاص برای تسکین؛ و سوسنگرد این در افرادی یافت می‌شد که یا خودشان گوشت عقاب خورده بودند، یا پدران بهترین دعانویس شهر یا اجدادشان این کار را کرده بودند. در سی سال گذشته، خدمتکار یک آقا در ولز سفری چهل مایلی را در کوهستان انجام داده تا توسط مردی که پدربزرگش عقاب خورده بود، لمس شود.

در نهایت، دسته‌ی بزرگی از نسخه‌های ناهمگن وجود دارد که بدیهی است ریشه در اصل پزشکی قربانی دارند، که قانون ساده‌ی آن این بوده است که بیمار بدبخت را از اتخاذ هر روش تسکینی برای رنج‌هایش که طبیعت ممکن است به آن اشاره کند، باز دارد و با هر تدبیر هوشمندانه‌ای که ممکن است به ذهن پزشکش خطور کند، درد تازه‌ای به آنها اضافه نکند. از این امیدیه نوع، درمان تب طلسم تا همین اواخر رواج داشت، زمانی که بیمار با دقت در یک اتاق بسته، با تختی با پرده‌های خوب و لباس خواب گرم، محبوس می‌شد و از رفع تشنگی با هر نوشیدنی سردی منع می‌شد.

به راستی، اگر مارسلوس سیدتس، که گفته می‌شود چهل و دو کتاب در اشعار «قهرمانانه» «درباره‌ی بیماری‌ها» نوشته است، تصویری از تمام بدبختی‌هایی که باید در جهان به دلیل بی‌توجهی واقعاً گستاخانه به طبیعت و عقل سلیم در این موارد ایجاد شده باشد، به ما ارائه می‌داد، چه هزاران دعا جان از دست رفته است، و[صفحه ۱۷۳]بازماندگان باید با چه بدبختی دیوانه‌کننده‌ای برای بازگشت به زندگی تقلا کرده باشند - آن اشعار، به جای اینکه توسط جهان فراموش شوند، جادو و طلسمات می‌توانستند خدمت ارزشمندی به رامهرمز ما ارائه دهند و به ما یادآوری کنند که در ترازوی سنجش میزان قدردانی خود از علم پزشکی، وزنه تعادلی وجود دارد.

یکی دیگر از روش‌های وحشتناک، روش پزشک مشهور انگلیسی، جان گادسدن، بود که روش درمان آبله را با پیچیدن بیمار در پارچه‌ای قرمز، آویزان کردن اتاقش به پارچه‌ای قرمز و در واقع مجبور کردن او دعا به اینکه چشمان تب‌دارش را فقط به آن بهترین دعانویس شهر رنگ شعله‌ور جادو و طلسمات خیره کند، ابداع کرد. جان این روش قابل توجه را، طبق گفته خودش، روی یکی از پسران شاه ادوارد اول (که به نظر نمی‌رسد به آن اشاره کند) امتحان کرد و با رضایت خاطر به گزارش خود اضافه می‌کند: « و این روش، روش بهبهان خوبی است ». با این حال، در آن روزها، درها و پنجره‌ها هوابند نبودند و همیشه بخش قابل توجهی از هوای تازه از دودکش‌های بزرگ بالا می‌آمد.

این روش برای نسل‌های بعدی در نظر گرفته شد تا با چسباندن پنجره مدرن، بستن صندوق‌ها و جادو و طلسمات (به عنوان اوج) استخدام پرستاران برای دراز کشیدن در کنار بیمار برای طلسم نویس گرم نگه داشتن او، سیستم مبتکرانه‌ای را برای تشدید و تشدید تب تکمیل کنند! نویسنده چند سال پیش از زبان یکی از اعضای پارلمان که اکنون درگذشته است، روایت خود جاجرم را شنید. درمان خودش در دوران کودکی، در لندن یا نزدیک جادو و طلسمات آن، تحت حمله شدید آبله. از آنجایی که زندگی او به عنوان یک پسر تنها بسیار ارزشمند بود، والدین مهربانش، به توصیه یک پزشک برجسته، از خدمات دو زن چاق استفاده کردند که در تمام طول دوره بیماری، به طور دائم در دو طرف کودک در رختخواب قرار می‌گرفتند! اینکه چه مستمری‌ای برای وسوسه کردن بهترین دعانویس شهر این

زنان چاق بیچاره برای انجام این خدمت وحشتناک ارائه شده بود، طلسم نویس از پرونده‌ها پاک شده است. با خواندن تمام این نسخه‌های شگفت‌انگیز، تصور «زالوی» شیک، مرغ دریایی یا جنر آن دوران، پزشک معمولی پادشاه یا ملکه، مؤدب و موقر، سرشار از وقار آگاهانه‌ی علم، که در کنار تخت بیمار شاهزاده یا اشراف‌زاده‌ی قدرتمندی ایستاده و به همراهان مبهوت خود دستور می‌دهد که اتاق را با پارچه‌ی قرمز تزیین کنند، یا طلسم یکی از ظروف وحشتناکی را که با چنین دردهای بی‌پایانی تحت نظارت او و در آزمایشگاه خودش تهیه شده است، برای بیمار بیاورند، تمرینی طلسم نویس نشاط‌آور است. تقریباً می‌توانیم صدای او را بشنویم که با فروتنی برای افراد حاضر توضیح می‌دهد که چه رابطه‌ی طلسم مرموزی بین آبله و پارچه‌ی قرمز وجود دارد، یا چگونه راز وزغ‌ها به
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.