پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ | ۱۰:۱۰ ۴ بازديد
آنقدر واقعی به نظر نمیرسید. شگفتانگیزتر از آن، منظرهی اجتماع خروشان در پایین تپهی لادگیت است، جایی که همهی طلسم نویس راهها به هم میرسند. هیاهوی خشمگین، هجوم از شهر و به شهر، تجارت، ترافیک، سردرگمی؛ با این حال، آرام، و بیخشونتتر از همه، گنبد بزرگ، مانند اثری طبیعی و با بهترین دعانویس شهر تمام جادو و طلسمات مه یک کوه، سر به فلک میکشد. پل راهآهنِ آن طرف به هیچ وجه نقصی ندارد، و زیباترین آن، منارهی عجیب و غریب کلیسا در نیمهی بالای تپه است که گفته میشود توسط رن به عنوان جلوهای ملکان از اثر بزرگترش در آنجا قرار داده شده است. معماری ایتالیایی ظریف آن گچبریها دعا و همچنین تناسبات بینظیر مناره که دقیقاً با برج و ساختمان زیرین هماهنگ است، ارزش مطالعه دارند.
نکات جالب دیگری طلسم نویس نیز در بهترین دعانویس شهر رابطه با کلیسای جامع بزرگ و ساخت آن وجود دارد که میتوان به بازدیدکنندگان عادی پیشنهاد داد. او متوجه ایوان باشکوهی میشود که هنگام نزدیک شدن از تپه لودگیت، در مقابلش قرار دارد و در دو طبقه، یکی روی دیگری قرار گرفته و دارای دو ردیف ستون است. این ایوان اغلب با ایوان کلیسای سنت پیتر مقایسه شده است که یک ایوان واحد با الگوی معمولی ارائه میدهد و سادهتر و باشکوهتر تلقی میشود. با این حال، رن نمیتوانست از معادن، بلوکهایی با قطر بیش از چهار فوت تهیه کند و از آنجایی که ستونهای بلند، طلسم نویس برای نمایش تناسب مناسب، باید بسیار ضخیمتر باشند، بنابراین مجبور شد به ستونهای عجب شیر کوتاه در دو طبقه بسنده کند.
همین مشکل در کلیسای سنت پیتر نیز وجود داشت، اما در آنجا ایوان نسبتاً کوتاه و ستونها کوتاه هستند. با وجود تمام ادعاهای تحسینآمیز این اثر بزرگ، معمار منتقد، یا در واقع آماتور، نقصهای دیگری را نیز میبیند. یکی از بارزترین آنها، نحوهی برخورد با راهروهای جانبی است دعا که در آنجا به شبستان و ایوانهای جانبی متصل میشوند. بیدقتترین ناظر نیز از آشفتگی و حال و هوای موقت کل بنا شگفتزده خواهد شد. یک راهرو با یک طاق دوم کوتاه از هر طرف عبور میکند. در زیر نوعی محراب وجود دارد که از آن دو راهروی جانبی به بیرون باز میشوند.
این چیدمان پیچیده، شکوه کلی را از بین میبرد. کلیساهای کوچک در سمت راست و چپ نزدیک به پایین، به الهام و تأثیر دوک کاتولیک یورک بنا شدهاند که گفته میشود امیدوار بود در زمانهای بهتر از آنها برای ایمان خود استفاده سردرود کند. اما بعید است که چنین دخالتی تحمل شده باشد. مجسمه یا گروهی از مجسمههای عجیب و غریب جلوی کلیسای جامع، که ملکه آن را به تصویر میکشد و تصاویری از پادشاهیها در زیر پاهایش قرار دارد، بیاثر نیست. این مجسمه به تدریج رو به زوال رفته و چهرههای اعلیحضرت از بین رفته بود. یک بار یک متعصب از نرده بالا رفت و در حالی که وحشیانه به بینی، چهرهها و غیره ضربه میزد، پیدا شد.
این آسیب هرگز تعمیر نشد. بعداً شرکت تصمیم گرفت که دعا آن را به طور کامل بازسازی کند و سفارش به بلت بدنام داده شد، که اشتباهات و رفتار خشن او سر و صدا و همدردی زیادی را برانگیخته بود. در بهترین دعانویس شهر طول پیشرفت ماکت جدید، مجسمهساز جادو و طلسمات متأسفانه "دچار مشکل شد" و به اتهام جدی کلاهبرداری مجرم شناخته شد و به زندان فرستاده شد. اهر با این حال، کار ادامه یافت و در زندان تکمیل شد، جایی که با طلسم اغماض مقامات، به مجسمهساز اجازه داده شد تا طلسم نویس مدلسازی، حکاکی و غیره خود را انجام دهد. بنابراین میتوان گفت که این کار توسط یک محکوم به اعدام انجام شده است.
این نشان دهنده بیتوجهی مردم لندن به برخی از بناهای تاریخیشان آذرشهر است. بسیاری مجسمه گیجکنندهای را که زمانی در مرکز میدان لستر قرار داشت، به یاد میآورند. عتیقهشناسان نمیتوانستند در مورد ... به توافق برسند.{۱۳۷} این مجسمه نمایانگر فردیت بود و هر از گاهی بحثهای سرگرمکننده و داغی در مورد این موضوع درمیگرفت. در همین حال، مجسمه به تدریج شروع به تکهتکه شدن کرد. اما هیچکس به فکر طلسم نویس دخالت نبود. خیلی زود مجسمه با یک تکیهگاه چوبی زیر اسب ظاهر شد که برای طلسم مدتی رضایتبخش بود. کمکم یک مسخرهباز از راه رسید که آن را با جارویی در یک دست و قابلمهای روی سرش نصب کرد.
نکات جالب دیگری طلسم نویس نیز در بهترین دعانویس شهر رابطه با کلیسای جامع بزرگ و ساخت آن وجود دارد که میتوان به بازدیدکنندگان عادی پیشنهاد داد. او متوجه ایوان باشکوهی میشود که هنگام نزدیک شدن از تپه لودگیت، در مقابلش قرار دارد و در دو طبقه، یکی روی دیگری قرار گرفته و دارای دو ردیف ستون است. این ایوان اغلب با ایوان کلیسای سنت پیتر مقایسه شده است که یک ایوان واحد با الگوی معمولی ارائه میدهد و سادهتر و باشکوهتر تلقی میشود. با این حال، رن نمیتوانست از معادن، بلوکهایی با قطر بیش از چهار فوت تهیه کند و از آنجایی که ستونهای بلند، طلسم نویس برای نمایش تناسب مناسب، باید بسیار ضخیمتر باشند، بنابراین مجبور شد به ستونهای عجب شیر کوتاه در دو طبقه بسنده کند.
همین مشکل در کلیسای سنت پیتر نیز وجود داشت، اما در آنجا ایوان نسبتاً کوتاه و ستونها کوتاه هستند. با وجود تمام ادعاهای تحسینآمیز این اثر بزرگ، معمار منتقد، یا در واقع آماتور، نقصهای دیگری را نیز میبیند. یکی از بارزترین آنها، نحوهی برخورد با راهروهای جانبی است دعا که در آنجا به شبستان و ایوانهای جانبی متصل میشوند. بیدقتترین ناظر نیز از آشفتگی و حال و هوای موقت کل بنا شگفتزده خواهد شد. یک راهرو با یک طاق دوم کوتاه از هر طرف عبور میکند. در زیر نوعی محراب وجود دارد که از آن دو راهروی جانبی به بیرون باز میشوند.
این چیدمان پیچیده، شکوه کلی را از بین میبرد. کلیساهای کوچک در سمت راست و چپ نزدیک به پایین، به الهام و تأثیر دوک کاتولیک یورک بنا شدهاند که گفته میشود امیدوار بود در زمانهای بهتر از آنها برای ایمان خود استفاده سردرود کند. اما بعید است که چنین دخالتی تحمل شده باشد. مجسمه یا گروهی از مجسمههای عجیب و غریب جلوی کلیسای جامع، که ملکه آن را به تصویر میکشد و تصاویری از پادشاهیها در زیر پاهایش قرار دارد، بیاثر نیست. این مجسمه به تدریج رو به زوال رفته و چهرههای اعلیحضرت از بین رفته بود. یک بار یک متعصب از نرده بالا رفت و در حالی که وحشیانه به بینی، چهرهها و غیره ضربه میزد، پیدا شد.
این آسیب هرگز تعمیر نشد. بعداً شرکت تصمیم گرفت که دعا آن را به طور کامل بازسازی کند و سفارش به بلت بدنام داده شد، که اشتباهات و رفتار خشن او سر و صدا و همدردی زیادی را برانگیخته بود. در بهترین دعانویس شهر طول پیشرفت ماکت جدید، مجسمهساز جادو و طلسمات متأسفانه "دچار مشکل شد" و به اتهام جدی کلاهبرداری مجرم شناخته شد و به زندان فرستاده شد. اهر با این حال، کار ادامه یافت و در زندان تکمیل شد، جایی که با طلسم اغماض مقامات، به مجسمهساز اجازه داده شد تا طلسم نویس مدلسازی، حکاکی و غیره خود را انجام دهد. بنابراین میتوان گفت که این کار توسط یک محکوم به اعدام انجام شده است.
این نشان دهنده بیتوجهی مردم لندن به برخی از بناهای تاریخیشان آذرشهر است. بسیاری مجسمه گیجکنندهای را که زمانی در مرکز میدان لستر قرار داشت، به یاد میآورند. عتیقهشناسان نمیتوانستند در مورد ... به توافق برسند.{۱۳۷} این مجسمه نمایانگر فردیت بود و هر از گاهی بحثهای سرگرمکننده و داغی در مورد این موضوع درمیگرفت. در همین حال، مجسمه به تدریج شروع به تکهتکه شدن کرد. اما هیچکس به فکر طلسم نویس دخالت نبود. خیلی زود مجسمه با یک تکیهگاه چوبی زیر اسب ظاهر شد که برای طلسم مدتی رضایتبخش بود. کمکم یک مسخرهباز از راه رسید که آن را با جارویی در یک دست و قابلمهای روی سرش نصب کرد.
صدرا