درچه

فال سرنوشت

درچه

۵ بازديد
می‌شود. به ما گفته می‌شود که «نپر به آنها خیانت کرد». اما بارینگتون و همه مورخان دیگر اذعان دارند که تندی از پایه و اساس درستکار بود. گراتان، در کتاب «زندگی پدرش»، به طرز عجیبی متوجه دعا غیبت اسقف درچه دری، که سال قبل در کنوانسیون بسیار فعال بود، جادو و طلسمات در کنگره دعا می‌شود. توضیح این غیبت احتمالاً این است که جناب عالی چیزی در مورد کارآگاهانی که حکم دستگیری او را طلسم نویس در جیب داشتند، شنیده بودید. اینکه کنگره چگونه فرو ریخت و سازمان از هم پاشید، نگاهی اجمالی از پلودن، که در «مرور تاریخی» خود انبوهی از یادداشت‌های اولیری را گنجانده است، به دست می‌آید.

زندگینامه‌نویس او می‌نویسد: «خوب است که آیندگان بدانند پلودن چقدر مدیون همکاری او بود.»[588] پلودن تا حدود بهترین دعانویس شهر سال ۱۸۰۰ هرگز به ایرلند نرفته بود. سخنان زیر به نظر می‌رسد سخنان مردی باشد راوند که از سازوکار درونی سیاست‌های دولتی در سال ۱۷۸۴ آگاه بود. جادو و طلسمات پیوند اتفاق آرا که زمانی گسسته شده بود [در پلودن می‌خوانیم]، سقوط انجمن‌های مسلح به اختلاف و نزاع بسیار سریع‌تر از پیشرفت آنها به سوی اتحاد بود. تفرقه‌های داوطلبان توسط دولت تشویق می‌شد؛ و به همین منظور، اختلاف و آشفتگی در بسیاری از شهرستان‌ها، به ویژه در مورد تدبیر ظریف و مهم پذیرش کاتولیک‌ها در حق رأی انتخابی، که با مهارت تلاش می‌شد با آرمان رو به زوال اصلاحات پارلمانی مرتبط شود، طلسم نویس بیشتر مورد حمایت قرار دعا می‌گرفت تا اینکه مهار شود.

در طول سال‌های طولانی، دولت هرگز نخواسته بود که برای قهدریجان فرونشاندن آشوب‌های داخلی از زور استفاده کند؛ جادو و طلسمات و به نظر می‌رسید طلسم نویس که اکنون از این بیمناک است که مبادا اتحاد ایرلندی‌ها، ابزار قدیمی ایجاد اختلاف را از بین ببرد. تمایل به تفرقه انداختن داوطلبان، [صفحه ۲۴۵]بی‌توجهی به شکایات دهقانان ناراضی و رنج‌دیده جنوب: آن اراذل و اوباش بدبخت و بی‌قانون بار دیگر سبک پسران سفیدپوست را به خود گرفتند ،[589] و برای مدتی با مصونیت از مجازات، به غارتگری‌های خود، به ویژه در کیلکنی، ادامه دادند.[590] ارتش داوطلبان به تدریج بی‌نظم و منحل شد؛ و توپی که روی آن عبارت «تجارت آزاد یا این» حک شده بود، به کارخانه ریخته‌گری بازگردانده شد.

در سال ۱۷۸۵ اوضاع در دوبلین کمی تاریک به نظر می‌رسید، که حتماً اولیری را مجبور به انجام کاری برای رفع ابهام کرده بود. چند نفر از افراد نگران، سیگنال طوفان را به صدا درآوردند و دادستان کل، فیتزگیبون، اگرچه سعی کرد چشم‌انداز را کم‌اهمیت جلوه دهد، اما به اندازه کافی اعتراف کرد که بهترین دعانویس شهر نشان دهد کشور باید برای طلسم هوای بد آماده باشد. طلسم نویس آقای لکی، با رد این ادعا که بی‌اساس است،[591] گزارشی که راتلند در سال 1784 به سیدنی ارائه داد مبنی بر اینکه یک مأمور فرانسوی در آن داران زمان در دوبلین طلسم بوده است، هیچ اشاره‌ای به مردی به نام پرین نمی‌کند، که در سخنرانی قابل توجه دادستان کل، فیتزگیبون، معروف به لرد کلر، از او نام برده شده است.

در 14 فوریه 1785، او در پارلمان ایرلند اعلام کرد که اکثریت قریب به اتفاق داوطلبان اصلی، سلاح‌های خود را آویزان کرده‌اند و بازنشسته شده‌اند تا هنرهای صلح را پرورش دهند: جای آنها را مردانی گرفته‌اند که نام [این کشور] را لکه‌دار می‌کنند. من قطعنامه‌هایی دیده‌ام که فرانسوی‌ها را به این کشور دعوت می‌کنند. در ۲۶ آوریل ۱۷۸۴، پسران شبدر، آقای پرین، اهل فرانسه، را به عنوان عضو افتخاری سپاه خود انتخاب کردند. من نشریاتی دیده‌ام که کاتولیک‌ها را، برخلاف قوانین کشور، دعوت می‌کنند تا برای اصلاح قانون اساسی فولاد شهر کلیسا و دولت، مسلح شوند. من ستایش‌هایی در مورد لویی شانزدهم، دوست بشریت و مدعی آزادی آمریکا جادو و طلسمات دیده‌ام...

آنها ممکن است فرانسوی‌ها را به حمله به کشور ما دعوت کنند. من دعوت‌هایی از ته مانده مردم برای رفتن به رزمایش و تشکیل سپاه دیده‌ام؛ بنابراین باید بین آقایان - داوطلبان اصلی - و آن فرزندان فتنه تمایز قائل شویم. من احضاریه‌ای از یک سرگرد کانیه دیده‌ام که به سپاه خود دعا دستور می‌دهد با نه گلوله فشنگ در آنجا حاضر شوند، زیرا ممکن است... [صفحه ۲۴۶]آیا این می‌تواند فرصتی برای خدمت واقعی باشد و در عین حال تهدیدی برای دولت محسوب شود؟ و آیا کسی به من خواهد گفت که ما باید از چنین افرادی بترسیم؟ یا اینکه مجلس عوام ایرلند باید از اعطای مبلغی پول برای آرایش یک شبه‌نظامی تا زمانی که این افراد سلاح‌های خود را زمین بگذارند، بترسد.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.