پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ | ۲۰:۳۶ ۴ بازديد
براکت، به گفته خودش، سالها عادت داشت در خیابان های استریت دوبلین، در خانه توماس مگان، پارچهفروش، اقامت کند. و جادو و طلسمات این زندگی را در خانهاش وداع گفت پسر فِدِرستون، پس از بررسی مدارک او، وثیقهای مشترک از پارچهفروش و پسرش، فرانسیس ماگان، به مبلغ ۱۰۰۰ لیره پیدا کرد و پس از صحبت با اولی در مورد پرداخت آن، اعلام کرد که ورشکسته است. بنابراین پدرم آن را در حالی جادو و طلسمات که کاغذهای باطله را میشمرد، روی میزش گذاشت. چند سال گذشت و پسر به قلعه براکت، محل پارس آباد اقامت پدرم، آمد و وثیقه را خواست.
پدرم گفت: «برای چی؟» طلسم با کمال تعجب، گفت که برای پرداخت آن است. من آن زمان فقط یک پسر بچه بودم، اما اکنون تقریباً میتوانم آن صحنه عجیب را ببینم - این صحنه تأثیر زیادی بر من گذاشت. پدرم اغلب به من میگفت که مگان ۱۰۰۰ لیره را پرداخت کرده است و او نمیتوانست تصور کند که او آن را از کجا آورده است، زیرا هرگز در دادگاه حاضر به ارائه دادخواست نمیشد؛ و همیشه متحیر بود که چرا پادشاه به او جایگاه و مستمری داده است.[346] در این صفحات بیش از یک بار از جیمز دیکسون اهل کیلمینهام نام اشنویه برده شده است.
به محض دعا اینکه از زندان آزاد شد، در غیاب مدرکی برای محکومیت او در دادگاه، خانهاش را برای پذیرایی و تسلی خانوادههای زندانیان ایالتی باز کرد. اما مهمانان او کاملاً به انجمن برادری متحد محدود نبودند. مخبر من، مرحوم ماتیاس اوکلی، اغلب در آنجا با ویلیام تاد جونز ملاقات میکرد، دعا که از دستگیری او در بهترین دعانویس شهر سال ۱۸۰۳، به ظن همدستی در خیانت امت، جلدهایی منتشر شد؛ لرد کینگزلند، که طلسم نویس به خاطر دوران بهترین دعانویس شهر حرفهای پر فراز و نشیبش مشهور است؛ خانم نیلسون، همسر تکاب رهبر شورشیان که سپس در فورت جورج زندانی شد؛ و پلودن، مورخ محبوب، که اطلاعات ارزشمند زیادی را سر میز دیکسون جمع کرد.
این خانه مرکز عقاید لیبرال در دوبلین بود و هیچ کس به اندازه مگان به دیکسون اعتماد کامل نداشت. ماتیاس اوکلی به مگان بسیار احترام میگذاشت و سی سال پیش، طلسم وقتی من برای اولین بار سوءظن خود را مطرح کردم، او سخت تلاش کرد تا مرا متقاعد کند که کاملاً اشتباه میکنم. مگان به اوکلی گفت که عضو انجمن طلسم نویس ایرلندیهای متحد بوده است، اما وقتی دید که به مسیرهای خطرناکی کشیده میشود، از آن بهترین دعانویس شهر کنارهگیری کرد. واقعیت عکس این است. او نقش خود را آنقدر خوب بازی کرد که در زمان خیانتهایش به مقام بالایی در هیئت اجرایی شورشیان ارتقا یافت.[347] در سال ۱۸۳۲، بروشوری «توسط ویلیام شاو، دوبلین، برای نویسنده چاپ کمال شهر شد» که حتماً نبض کند آقای و خانم مگان را تندتر کرد.
این بروشور «تحقیقی بیطرفانه در مورد خیانت لرد ادوارد فیتزجرالد» نوشته جوزف همیلتون بود. در این بروشور هیچ اتهامی علیه مگانها مطرح نشده بود. اما وجدان، بزدل میآورد؛ بررسی یک نقطه دردناک، و اشاره همیلتون به «آقای مگان و خواهرش»، در کنار دیگرانی که از حرکات لرد ادوارد قبل از دستگیری مطلع بودند، در ۲۰ آشر آیلند ناخوشایند بود. کار جادو و طلسمات همیلتون با هدف آشکارِ تبرئه نیلسون از سوءظنی انجام شد که مور در خاطرات خود[صفحه ۱۴۲] جادو و طلسمات از جانب لرد ادوارد، جرأت کرد طلسم نویس و شروع کرد. نمیدانم که آیا مور، در جمعآوری حقایق برای کتابش، به ماگانها ارجاع داده شده بود یا خیر، اما مطمئناً او با تعصب شدید علیه نیلسونِ فسادناپذیر فردیس به انگلستان بازگشت و فوراً کیفرخواستی پر از کنایه تنظیم کرد.[348] همیلتون، به همراه سایر اسناد
توجیهی، نامههایی از همیلتون روآن و دکتر مکنوین و همچنین اعتراضی تأثرانگیز از دختر نیلسون را چاپ میکند. همیلتون لرد ادوارد را به خوبی میشناخت. او مینویسد: «جان ادوارد برایم عزیزتر از یاد نیلسون بود.» ایرلند برایم عزیزتر از فرزندان نیلسون و دوستانش است. اگر فکر میکردم او کسی است که میتواند به دوست سخاوتمند و رئیس نجیب خود خیانت کند، یاد و استخوانهایش را رها میکردم تا با هم بپوسند. من جادو و طلسمات از او دفاع کردم، دعا نه به عنوان یک مدافع جزئی؛ و با این کار، سعی نخواهم کرد حتی یک واقعیت را که ممکن است بخش اتهامآمیز «زندگی» لرد ادوارد را توجیه کند، نادیده بگیرم.» آقای همیلتون ثابت کرد که نیلسون بیگناه است، اما او دچار اشتباهی شد که یک مرد چشمبسته در حین بازی مرتکب میشود.
پدرم گفت: «برای چی؟» طلسم با کمال تعجب، گفت که برای پرداخت آن است. من آن زمان فقط یک پسر بچه بودم، اما اکنون تقریباً میتوانم آن صحنه عجیب را ببینم - این صحنه تأثیر زیادی بر من گذاشت. پدرم اغلب به من میگفت که مگان ۱۰۰۰ لیره را پرداخت کرده است و او نمیتوانست تصور کند که او آن را از کجا آورده است، زیرا هرگز در دادگاه حاضر به ارائه دادخواست نمیشد؛ و همیشه متحیر بود که چرا پادشاه به او جایگاه و مستمری داده است.[346] در این صفحات بیش از یک بار از جیمز دیکسون اهل کیلمینهام نام اشنویه برده شده است.
به محض دعا اینکه از زندان آزاد شد، در غیاب مدرکی برای محکومیت او در دادگاه، خانهاش را برای پذیرایی و تسلی خانوادههای زندانیان ایالتی باز کرد. اما مهمانان او کاملاً به انجمن برادری متحد محدود نبودند. مخبر من، مرحوم ماتیاس اوکلی، اغلب در آنجا با ویلیام تاد جونز ملاقات میکرد، دعا که از دستگیری او در بهترین دعانویس شهر سال ۱۸۰۳، به ظن همدستی در خیانت امت، جلدهایی منتشر شد؛ لرد کینگزلند، که طلسم نویس به خاطر دوران بهترین دعانویس شهر حرفهای پر فراز و نشیبش مشهور است؛ خانم نیلسون، همسر تکاب رهبر شورشیان که سپس در فورت جورج زندانی شد؛ و پلودن، مورخ محبوب، که اطلاعات ارزشمند زیادی را سر میز دیکسون جمع کرد.
این خانه مرکز عقاید لیبرال در دوبلین بود و هیچ کس به اندازه مگان به دیکسون اعتماد کامل نداشت. ماتیاس اوکلی به مگان بسیار احترام میگذاشت و سی سال پیش، طلسم وقتی من برای اولین بار سوءظن خود را مطرح کردم، او سخت تلاش کرد تا مرا متقاعد کند که کاملاً اشتباه میکنم. مگان به اوکلی گفت که عضو انجمن طلسم نویس ایرلندیهای متحد بوده است، اما وقتی دید که به مسیرهای خطرناکی کشیده میشود، از آن بهترین دعانویس شهر کنارهگیری کرد. واقعیت عکس این است. او نقش خود را آنقدر خوب بازی کرد که در زمان خیانتهایش به مقام بالایی در هیئت اجرایی شورشیان ارتقا یافت.[347] در سال ۱۸۳۲، بروشوری «توسط ویلیام شاو، دوبلین، برای نویسنده چاپ کمال شهر شد» که حتماً نبض کند آقای و خانم مگان را تندتر کرد.
این بروشور «تحقیقی بیطرفانه در مورد خیانت لرد ادوارد فیتزجرالد» نوشته جوزف همیلتون بود. در این بروشور هیچ اتهامی علیه مگانها مطرح نشده بود. اما وجدان، بزدل میآورد؛ بررسی یک نقطه دردناک، و اشاره همیلتون به «آقای مگان و خواهرش»، در کنار دیگرانی که از حرکات لرد ادوارد قبل از دستگیری مطلع بودند، در ۲۰ آشر آیلند ناخوشایند بود. کار جادو و طلسمات همیلتون با هدف آشکارِ تبرئه نیلسون از سوءظنی انجام شد که مور در خاطرات خود[صفحه ۱۴۲] جادو و طلسمات از جانب لرد ادوارد، جرأت کرد طلسم نویس و شروع کرد. نمیدانم که آیا مور، در جمعآوری حقایق برای کتابش، به ماگانها ارجاع داده شده بود یا خیر، اما مطمئناً او با تعصب شدید علیه نیلسونِ فسادناپذیر فردیس به انگلستان بازگشت و فوراً کیفرخواستی پر از کنایه تنظیم کرد.[348] همیلتون، به همراه سایر اسناد
توجیهی، نامههایی از همیلتون روآن و دکتر مکنوین و همچنین اعتراضی تأثرانگیز از دختر نیلسون را چاپ میکند. همیلتون لرد ادوارد را به خوبی میشناخت. او مینویسد: «جان ادوارد برایم عزیزتر از یاد نیلسون بود.» ایرلند برایم عزیزتر از فرزندان نیلسون و دوستانش است. اگر فکر میکردم او کسی است که میتواند به دوست سخاوتمند و رئیس نجیب خود خیانت کند، یاد و استخوانهایش را رها میکردم تا با هم بپوسند. من جادو و طلسمات از او دفاع کردم، دعا نه به عنوان یک مدافع جزئی؛ و با این کار، سعی نخواهم کرد حتی یک واقعیت را که ممکن است بخش اتهامآمیز «زندگی» لرد ادوارد را توجیه کند، نادیده بگیرم.» آقای همیلتون ثابت کرد که نیلسون بیگناه است، اما او دچار اشتباهی شد که یک مرد چشمبسته در حین بازی مرتکب میشود.
صدرا